تبليغاتX
می‌دانستید...؟

اول این قسمت را بخوانید:



فرزند شاعر: آیدا و پاشایی نمی گذارند کتاب کوچه منتشر شود

حسن نیت، در قبال پرداخت وجه مربوطه!

J4p- در پی اتفاقات اخیر و انتشار اخبار متناقض از سوی ورثهء «احمد شاملو»؛ سیاوش شاملو (فرزند ارشد خانواده) با ارسال نامه ای به «خبرنگاران صلح» و پیوست نامه وکیلش به قوه قضاییه، از آخرین پی گیری حقوقی این پرونده گفته است.

در سال های اخیر هرچند یک بار اخبار تازه ای از دعوای سیاوش شاملو با «آیدا سرکیسیان» (همسر شاملو) و «ع. پاشایی» به گوش می رسید. اما در روزهای اخیر این دعوا چنان بالا گرفت که خبر ناراحت کننده مزایده اموال بامداد شاعر منتشر شد. اما در نامهء اخیر سیاوش و وکیل او از «حسن نیت مجدد برای تشکیل موزه» خبر می دهند؛ گذشت از اموال مورد نظر، البته «در قبال پرداخت وجه» مربوطه.

 

حسن نیت مجدّد برای تشکیل موزه

«علیرغم مطالب متناقض و فاقد وجاهت قانونی که از سوی خانم «ریتا آتانث سرکیسیان» و آقای «عین پاشایی» و وکیل محترم شان در جراید و سایت شاملو با هدف تشویش و انحراف اذهان عمومی، به چاپ رسیده است و با اینکه پاسخی از سوی «دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو» منتشر نگردید، مطلب ذیل جهت تنویر افکار عمومی ذیلاً منتشر می گردد.

جناب آقای دکتر «داریوش زرگری مرندی» (وکیل آقای «سیاوش شاملو») در نامه ای خطاب به ریاست محترم شعبه ششم دادگاه عمومی کرج که موجب ابطال و تجدید مزایده مزبور گردیده (نامه پیوست) چنین اعلام نموده اند که:

«احتراماً با عنایت به اعتراض مورخ 6/ 4/87 آقای مصطفی ظهوری وکیلِ خوانده، مبنی بر ابطال مزایده و تجدید آن، نظر به اینکه نص قانونیِ صریحی در مورد ادعای وکیلِ خوانده (ریتا آتانت سرکیسیان) در قوانین مدونه وجود ندارد و مزایده نیز طبق روال قوانین جاری صورت گرفته است، مع الوصف به لحاظ نشان دادن حسن نیت موکل اینجانب و با هدف جلوگیری از هر گونه تشویش احتمالی اذهان عمومی و حفظ حرمت عوامل اجرایی دادگستری و تبری آن ها از هر گونه اتهام اظهار شده توسط وکیل خانم ریتا اتانت سرکیسیان مبنی بر اعمال تبعیض دادورز مربوطه، علیرغم تحمل خسارت از طرف موکل اینجانب (آقای سیاوش شاملو) نسبت به تهیه مبلغ مورد نظر مزایده و واریز آن، با این وجود اعلام می نماید:

آقای سیاوش شاملو موکل اینجانب با پیشنهاد وکیلِ خوانده نسبت به تجدید مزایده در اسرع وقت موافق است و همچنین به لحاظ دلبستگی خوانده به حفظ آثار زنده یاد احمد شاملو، به شرط حفظ و نگهداری آن به عنوان موزه احمد شاملو در صورت پرداخت مبلغ این قسمت از یادبودهای مورد مزایده به ورثه بدون قید و شرط موافقت می شود تا از نامه پراکنی ها و ایجاد جو علیه موکل اینجانب جلوگیری شود. مستدعی است مقرر فرمایید نسبت به تجدید مزایده و یا تملک خوانده به شرط ایجاد موزه احمد شاملو در قبال پرداخت وجه آن اقدام لازم مبذول دارند. در خاتمه در صورتی که بار دیگر موکل اینجانب آقای سیاوش شاملو به تاراج ماترک پدر خود و تهمت و بی حرمتی متهم گردد طی پرونده جداگانه ای نسبت به طرح شکایت کیفری اقدام خواهد شد.

طبق اظهار نظر دفتر نظارت بر چاپ آثار احمد شاملو، آقای سیاوش شاملو به زودی بیانیه ای خطاب به سازمان یونسکو در خصوص جلوگیری از راه اندازی موزه شاملو و همچنین عدم چاپ کتاب کوچه و تخلفات دیگر توسط خانم ریتا آتانت سرکیسیان و عین پاشایی منتشر خواهد شد.»

 

* این نامه با امضاء «دفتر نظارت بر چاپ آثار احمد شاملو (روابط عمومی)» ارسال شده است.

هر دم از این باغ بری می رسد ...

بعد از آن ابروریزی ۲ مرداد و نامه آقای سیاوش شاملو به فرمانداری تهران در جلوگیری از رفتن دوستداران ا. بامداد به سر خاک، حالا چشمه ی دیگری بازی کرده اند.

از تیم حقوقی این پرونده در باب ادعای بالای اقای سیاوش شاملو پرسیدیم، گفتند قاضی پرونده ذیل پرونده این طور نوشته اند «به علت عدم رعایت تشریفات مزایده باطل اعلام گردید.» نمی دانیم این آقای وکیلی که نامه بالا را نوشته اند همان «مردی که می خندد» است (یا به قول صمیمی: مردیکه، می خندد) یا کس دیگری است. هر کس است دارد دروغ می گوید و ژست آبدوغ خیاری گرفته است. تازه، تیم حقوقی گفتند اصلا آقای سیاوش شاملو قانونا نمی توانستند در این مرحله ی پرونده چنین درخواستی بکنند.آقای سیاوش شاملو! با شمشیر دن کیشوتی و آن الدرم بلدرم مردی که می خندد راه به جایی نمی برید. مگر چند سال پیش یک بار به شما و داداش کوچیکه نگفتند که : ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست / عرض خود می بری و زحمت ما می داری! (معتقد)

نوشته شده توسط اکبر معتفد صمیمی در ساعت 18:3 | لینک  | 

 

این هم یک رسوایی دیگر از فرزند ارشد. همه در امازاده طاهر فهمیدند کسی که تقاضای ممانعت از اجرای مراسم سر خاک احمد شاملو را کرده بود آقای سیاوش شاملو بود. تمام وقت ورد زبان مامورین همین بود. خیلی ها آن نامه را دیده اند.

 آن هم رسواییتان در  روز دادگاه تنفیذ سرپرستی. دوست خبرنگارم می گفت وکیل "دوست داشتنی و همیشه خنده به لب" آقای سیاوش شاملو که تماما معجونی از بلوف و دروغ و سفسطه بود به هدایت آقای سیاوش شاملو  منکر امضاهای آقای احمد شاملو شدند به این دلیل که "ایشان در حالت سکته ی مغزی بودند، چه طور می توانستند ایمضا بکنند. ما نظر کارشناسی داریم." (لطفا این را به لهجه شیرین علی قلی خان شاملو ــــ آن " شرمسار تاریخ" ــــ و جد اعلای آقای سیاوش شاملوـــــــ بخوانید، تا تصویر درستی از آن "مردی که می خندد" در ذهن داشته باشید.

 آقایان ارشد و ثانی، همیشه تف سربالا می شوید. خدا عاقبت تان را به خیر کند. می خواهید به خیال خودتان شاملو و دوستداران شاملو را سکه ی یه پول کنید؟ یک جا پیش خبرنگارها ننه من غریبم در می آورید و بعد این جا و آن جا که از شما انتقاد می کنند این طور اظهار لحیه می فرمایید که "شاملو برای شما شاملو بود، اما برای ما یک پدر لاابلی بود!" بله، آقایان، احمد شاملو برای ما ا. بامداد است، و شما هم برای او دو پسر لاابالی.

 

 

نوشته شده توسط اکبر معتفد صمیمی در ساعت 10:44 | لینک  |