شنبه بیست و دوم تیر 1387
اما « چالشی ناگریز» اقای سیروس شاملو که بیشتر «نالشی ناگزیر» است. از شرح «ناگزیر» ش می گذریم. به اورولوگ ها مربوط می شود.
ایشان در وبلاگ شان می نویسند « طبق توافقنامه ای عجولانه و از سر عاقبتنشناسی که سال 1380 در دفتر وثوقاحمدی بين آيدا سرکیسیان ، سيروس شاملو و سياوش شاملو (به وکالت از سوی سامان و ساقی) امضا شد، به توافق رسيدیم آثار و يادگارهای احمد شاملو به عنوان موزه در منزل شاملو قرار گيرد و آیدا سرکیسیان تا زنده است در خانهی صرفا دو میلیارد تومانی ِ شهرک خانه سکونت کند و باقی ورثه همچنان در کاهدانی تا مقام اجتماعی شاعرملی حفظ شود!»
ایشان در وبلاگ شان می نویسند « طبق توافقنامه ای عجولانه و از سر عاقبتنشناسی که سال 1380 در دفتر وثوقاحمدی بين آيدا سرکیسیان ، سيروس شاملو و سياوش شاملو (به وکالت از سوی سامان و ساقی) امضا شد، به توافق رسيدیم آثار و يادگارهای احمد شاملو به عنوان موزه در منزل شاملو قرار گيرد و آیدا سرکیسیان تا زنده است در خانهی صرفا دو میلیارد تومانی ِ شهرک خانه سکونت کند و باقی ورثه همچنان در کاهدانی تا مقام اجتماعی شاعرملی حفظ شود!»
- ا. اقایان همیشه اصرار دارند بنویسند آیدا سرکیسیان و یا ریتا آتانث سرکیسیان ـــ که اخوی بزرگه این طور می گویندـــ نه آیدا شاملو.
- ۲. این حرف ها و کرد و کار این دو پسر دو ریشه دارد: یکی عقده ی دیرینه به احمد شاملو که می خواهند به خیال خودشان او را لجن مال کنند. که شرحش خواهد آمد و دیگری طمع. یکی از کارهایی که ما بتدریج خواهیم کرد شکافتن این «عقده» و رو کردن دست طمع کاران است. به اشاره می گویم و شرحش را مي گذارم برای بعد. آن عقده چند منبع دارد که یکی اش عشق فراوان احمد شاملو است به آیدا که یک نمونه اش را می توانید در سایت رسمی شاملو بخوانید٬ با آن خط خوش احمد شاملو. و دیگری منبع مادی ـــ که یک چشمه اش قصد محترمانه ی بالا کشیدن خانه ی ا. بامداد است که در مالکیت آیدا است. لطفا دوباره این جمله ها را بخوانید « و آیدا سرکیسیان تا زنده است در خانهی صرفا دو میلیارد تومانی ِ شهرک خانه سکونت کند و باقی ورثه همچنان در کاهدانی تا مقام اجتماعی شاعرملی حفظ شود!» شاید از عبارت «توافقنامه ی عجولانه و از سر عاقبتنشناسی» خواننده ی ناآشنا این طور فکر کند که آن ها کرم فرموده یا عقل شان نرسیده و عاقبت نشناسی کرده اند و منزل پدری شان یا «منزل شاملو» را که دو میلیارد تومان می ارزد بخشیده اند به آیدا و خودشان در «کاهدانی » زندگی می کنند. چه سوزناک ! چه پدر ظالمی . خانه ی دو میلیارد تومنی را داده به زنش (به اضافه ی ثلث در آمد حاصل از فروش کتاب ها، بنا بر وصیت احمد شاملو) و بچه ها را که کوچکترین شان متولد ۱۳۳۵ است رها کرده در کاهدانی تا تا مقام اجتماعی شاعرملی حفظ شود! این یک چشمه از افاضات ایشان بود که به دنباله اش هم می رسیم.
راستش را بخواهید من تا دو هفته ی قبل ــــ با آن که توافقنامه دوم آقایان را در سایت شاملو خوانده بودم ـــــ نمی دانستم که این خانه به هیچ وجه مال احمد شاملو نبود و ایشان دیناری بابت آن نپرداخته اند. دو هفته ی قبل که من هم در نشست خبری شهرک خانه در فردیس کرج تماشاچی بودم به این نکته پی بردم. وکلای آیدا توضیح می دادند ـــ که قطعا آن را در گزارش ایسنا و سایت شاملو خوانده اید ـــ که آقای سیاوش شاملو به ادعای واهی وکالت ندادن آیدا به ایشان (که ایشان آن را در مصاحبه ی با شهروند «وکالت بلاعزل» خوانده بودند که در توافقنامه آمده «وکالت رسمی»! ) برای پیگیری کار موزه شدن آن خانه مزایده ای را که با توافق طرفین متوقف شده بود مجددا به جریان انداختند. آن جا بود که من فهمیدم که آقایان دو برادر برای آن خانه دندان تیز کرده اند (که آخ و واخ هر دو شان از این دو میلیارد از کف رفته پیداست!) پیشنهاد موزه شدن آن خانه از خود آیدا بوده است و نه از این آقایان. آن روز در آن خانه فهمیدیم که این خانه در سال ۱۳۶۸ توسط آیدا خریداری شده است و آن هم با پول فروش آپارتمان مسکونی متعلق به آیدا ـــ که یک واحد از چند آپارتمانی بود که پدر مرحوم آیدا ـــ آشوت سرکیسیان ــــــ در تهران برای بچه هایش خریده بود. معلوم شد که همین جلالت مآب آقای سیروس شاملو هم مدت ها در آن خانه زندگی می کردند. آیدا آن آپارتمان را فروخت و خانه ی فعلی را در سال ۱۳۶۸ در کرج خرید. آن هم به این خاطر که احمد شاملو از این جا خوشش آمده بود. گفتند که ده ها تن از دوستان شاملو در جریان فروش آن خانه و خرید این خانه بودند و باز آن طور که آن روز توضیح دادند آن موقع فردیس کرج خیلی ارزان تر از تهران بود. من در آن جلسه مدتی کنار اقای ع. پاشایی نشسته بودم. ایشان گفتند که چند روز پیش آقای سیروس شاملو به ایشان تلفن کرده اند و یکی از ادعاهای همراه با ادب ایشان این بوده که قسط این منزل را پدرمان داده است (نگفته نماند که این خانه نقدی خریداری شده بود) آقای پاشایی گفتند از ایشان پرسیدم این را از کجا می گویی. سیروس گفت از روی نامه ای که در کتاب «نام همه ی شعر های تو » چاپ کرده ای که در آن شاملو به تو نوشته بود «قسط خانه را به آشوت (سرکیسیان) بده.» اقای پاشایی گفت الحق این دو پسر شاملو هیچ چیزی از نبوغ کم ندارند.ــــ آن وقت دل شان می خواست پدرشان آن ها را «سرپرست» چاپ و نشر آثارش بکند! آقای پاشایی گفتند به ایشان گفتم: «بالام جان! خواب دیدی خیر باشد. آن نامه ها همه مال قبل از انقلاب است در حالی که این خانه در سال ۱۳۶۸ خریداری شده است. اما منظور از پرداخت قسط پرداخت قسطی قرضی بود که برای خرید خانه در آمریکا از مرحوم سرکیسیان گرفته بودیم و من مقداری از پول آن خانه را از حق تالیف کتاب های شاملو جمع کرده بودم (۶۵ هزار تومان) و مابقی اش را هم مرحوم سرکیسیان به آیدا قرض داده بود. که البته تماما به ایشان پرداخت شد». بعد اقای پاشایی به ریشخند گفتند: «این همان خانه ای بود که آن موقع این جا چو انداختند که فرح برای شاملو در آمریکا خونه خریده! این جا هم این خبر را در همان رژیم تو بوق کردند و خیلی ها هم زیر این علم سینه زندند.» (ادامه دارد)
نوشته شده توسط اکبر معتفد صمیمی در ساعت 20:45 | لینک
|
