تبليغاتX
می‌دانستید...؟ -

 

این هم یک رسوایی دیگر از فرزند ارشد. همه در امازاده طاهر فهمیدند کسی که تقاضای ممانعت از اجرای مراسم سر خاک احمد شاملو را کرده بود آقای سیاوش شاملو بود. تمام وقت ورد زبان مامورین همین بود. خیلی ها آن نامه را دیده اند.

 آن هم رسواییتان در  روز دادگاه تنفیذ سرپرستی. دوست خبرنگارم می گفت وکیل "دوست داشتنی و همیشه خنده به لب" آقای سیاوش شاملو که تماما معجونی از بلوف و دروغ و سفسطه بود به هدایت آقای سیاوش شاملو  منکر امضاهای آقای احمد شاملو شدند به این دلیل که "ایشان در حالت سکته ی مغزی بودند، چه طور می توانستند ایمضا بکنند. ما نظر کارشناسی داریم." (لطفا این را به لهجه شیرین علی قلی خان شاملو ــــ آن " شرمسار تاریخ" ــــ و جد اعلای آقای سیاوش شاملوـــــــ بخوانید، تا تصویر درستی از آن "مردی که می خندد" در ذهن داشته باشید.

 آقایان ارشد و ثانی، همیشه تف سربالا می شوید. خدا عاقبت تان را به خیر کند. می خواهید به خیال خودتان شاملو و دوستداران شاملو را سکه ی یه پول کنید؟ یک جا پیش خبرنگارها ننه من غریبم در می آورید و بعد این جا و آن جا که از شما انتقاد می کنند این طور اظهار لحیه می فرمایید که "شاملو برای شما شاملو بود، اما برای ما یک پدر لاابلی بود!" بله، آقایان، احمد شاملو برای ما ا. بامداد است، و شما هم برای او دو پسر لاابالی.

 

 

نوشته شده توسط اکبر معتفد صمیمی در ساعت 10:44 | لینک  |